|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 1:1  توسط علی قربانعلی زاده
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:57  توسط علی قربانعلی زاده
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:38  توسط علی قربانعلی زاده
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:36  توسط علی قربانعلی زاده
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:35  توسط علی قربانعلی زاده
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:35  توسط علی قربانعلی زاده
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:25  توسط علی قربانعلی زاده
|
یوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یخافُونَ یوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْكیناً وَ یتیماً وَ اَسیراً. اِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُریدُ مِنْكُمْ جَزآءً وَ لاشُكُوراً.آنان به نذر خود وفا می كنند و از روزی كه شرّ آن همه اهل محشر را فرا گیرد، می ترسند. و برای دوستی خدا به فقیر و یتیم و اسیر، طعام می دهند.(5) (و گویند) ما بخاطر خدا به شما غـذا می دهیم و از شما هیچ پاداشی و هیچگونه سپاسی نمی طلبیم.انسان / 9 ماجرا از آنجا آغاز شد كه روزی حسن و حسین نور چشمان رسول خدا صلی الله علیه وآله مریض شدند. خانواده علی هم به سفارش پیامبر برای شفای فرزندان بیمار خود نذر كردند سه روز روزه بگیرند. پس از آنكه آنها شفا یافتند، اقدام به روزه گرفتن نمودند، حتی حسنین هم به بزرگترها پیوستند و به پیروی از پدر و مادر خویش روزه گرفتند. حضرت علی علیه السلام برای افطار مقداری جو تهیه كرد و فاطمه علیها السلام با قسمتی از آن برای افطار روز اوّل چند قرص نان تهیه كرد. امّا همان شب هنگام افطار، فقیری در خانه آنان را كوبید و گفت: «ای اهل بیت محمد، من مسلمانی هستم بیچاره و مسكین، از آنچه خودمی خورید به من بدهید ومرا اطعام نمایید. خدا شما را از طعام های بهشتی اطعام كند.» حضرت علی علیه السلام غذای خود را به آن فقیر داد. به پیروی از آن حضرت، اهل خانه هم هر یك سهم خویش را به فقیر دادند و با آب افطار كردند. روز دوم فاطمه علیها السلام بخش دیگر از جو را آرد كرد و با آن نان پخت. حضرت علی نماز مغرب را با پیامبر خواند و به منزل آمد تا افطار كند. فاطمه نان های پخته شده راهمراه با آب و اندكی نمك زبر، در برابر روزه داران نهاد. و چون نزدیك شدند تا تناول نمایند، صدایی از پشت در به گوش رسید كه: «سلام
بر شما ای اهل بیت محمد، من یتیمی مسلمان هستم. پدرم روز نبرد احد در ركاب
رسول خدا شهید لقمه ها به سفره بازگشت. و باز هر چه در سفره داشتند به آن یتیم درمانده دادند و خود گرسنه خوابیدند، در حالیكه جز آب چیزی نچشیدند. برای شب سوم، حضرت فاطمه با آخرین قسمت جو نیز چند قرص نان تهیه كرد. این بار نیز هنگام افطار، اسیری گرسنه درِ خانه را كوبید و از آن خانواده كَرم، غـذا خواست. آن شب هم آنان با آب افطار كردند و آنچه خود بدان نیاز داشتند، برای خشنودی خدا، ایثار نمودند. گرسنگی بیش از حد آنان را به رنج افكنده بود. نور چشمان پیامبر از شدت گرسنگی برخود می لرزیدند. ضعف و ناتوانی وجود آنها را فرا گرفته بود. رسول خدا صلی الله علیه وآله چون این منظره را دید و از ماجرا آگاه شد، بر حال آنها رقت نمود و گریست. سپس دست به دعا بلند كرد و عرضه داشت: «بار خدایا اینها خاندان منند كه از گرسنگی به خطر افتاده اند، پروردگارا بر ایشان رحم فرما و اینان را بیامرز، خدایا ایشان را حفظ نما و فراموششان مكن.» آنگاه جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمد، خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید: دعای تو را درباره آنها مستجاب كردم و آنها را سپاس می گویم و از آنان خشنود هستم.» سپس ارمغان تازه خویش را بر پیامبر خواند كه همان ایات سوره انسان است.(6) در ایات مزبور به این ماجرای خدا پسندانه و انسان دوستانه اشاره شده است. پس از آن جبرئیل طبقی از غذاهای لذیذ و مطبوع بهشتی برای ایشان آورد و آنان را اطعام نمود. ابن عباس می گوید: نَزَِلتْ هذه الایه فی علی بن ابیطالب و فاطمةَ بنت رسول الله.(7) این ایه (وَ یطعِمُونَ الطَّعامَ...) در شأن حضرت علی بن ابیطالب و فاطمه دختر رسول خدا نازل شده است. گفتنی است ایثار، زمانی محقق می شود كه فرد در عین احتیاج و نیاز شخصی، از نیاز خود چشم پوشد، و میل وخواسته دیگری را بر میل و خواسته خود ترجیح دهد، و نیاز او را بر آورد، هرچند برای خودش ضرر و زیان مادی همراه داشته باشد. مانند ماجرای آن هفت نفری كه در روز نبرد احد از شدت جراحت و خونریزی تشنه شده بودند، برای رفع عطش آنها آبی آوردند، كه تنها برای یك نفر كافی بود. اولی گفت: به فلانی بده كه از من تشنه تر است. ودومی گفت: به آن دیگری برسانید كه او از من تشنه تر است تا هفت نفر، سر انجام همگی شهید شدند در حالیكه هیچیك از آنها جرعه ای هم نیاشامید. بدین ترتیب روشن می شود، آن كسانی كه ماجرای ایثار خانواده علی و نزول ایات مربوط به آن را غیر واقعی و بدور از عقل! می پندارند، حقیقت معنای ایثار را نفهمیده اند. آنها می گویند: مگر می شود انسان عاقلی، درست پس از بیماری فرزندان، این مقدار به خود وخانواده اش سخت بگیرد، تا جایی كه نزدیك باشد از شدت گرسنگی از پای درایند؟! آری، می شود. به یقین آنها كه حقیقت ایثار را فهمیده اند، این ماجرا را هم تصدیق می كنند. همانطور كه علمای شیعه و بسیاری از دانشمندان پیرو مكتب خلفا نیز تصدیق نمودند و آن را نقل كردند. نكته دیگر اینكه، شركت فرزندان در ادای نذر والدین و نیز ایثار هر یك، كاملا به انتخاب خود آنها بوده است. از این رو سخت گیری والدین به حساب نمی اید.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:48  توسط علی قربانعلی زاده
|
وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤوُفٌ بِالْعِبادِ.و از میان مردم، كسانی هستند كه جانشان را به خاطر خشنودی خدا عرضه می كنند و خداوند نسبت به اینگونه بندگان بسیار مهربان است.بقره / 207 ![]() ![]() كافران قریش پس از ناامیدی از تغییر رویه پیامبردردعوت به اسلام، سرانجام تصمیم گرفتند آن حضرت را به قتل برسانند. نقشه آنها این بود كه گروهی از مردان قبایل مختلف قریش به خانه پیامبر یورش برند و آن حضرت را در بستر خواب غافلگیر كرده و با ضربات نیزه و شمشیر تكّه تكّه اش كنند. حضرت
جبرئیل فرشته وحی، پیامبر را از تصمیم ناجوانمردانه و وحشیانه كافران آگاه
كرد و از سوی خداوند دستور آورد كه همان شب از مكه خارج شود و برای فریب
كافران، پیامبر، موضوع را با علی علیه السلام در میان گذاشت و از او خواست كه در بستر بخوابد، تا كافران از آن حضرت غافل بمانند و او بتواند با استفاده از فرصت در محل مناسبی، دور از دسترس كافران مخفی شود و سپس به یثرب برود. علی علیه السلام با كمال خرسندی پذیرفت كه جانش را سپر بلا سازد تا آسیبی به رسول خدا صلی الله علیه وآله نرسد. علی آن شب را در بستر خوابید و همانطور كه پیامبر فرموده بود، كافران پنداشتند، این پیامبر است كه خوابیده است. امّا نخواستند در تاریكی شب به خانه هجوم آورند، چون ممكن بود به اشتباه افراد دیگری را در تاریكی بكشند. برای همین تا سپیده دم خانه را زیر نظر گرفتند. هنگامی كه هوا كمی روشن شد، به خانه حمله بردند و با شمشیرهای آخته بر بستر یورش آوردند، در حالی كه یقین داشتند پیامبر كشته خواهد شد. امّا همین كه به بستر نزدیك شدند با كمال حیرت و حسرت دیدند این علی است كه در بستر پیامبر آرمیده است! به پاس این جانبازی و فداكاری، خداوند ایه ای نازل فرمود و در آن از این حادثه شورانگیز یاد كرد تا این ماجرا جاودانه بماند. آن شب در تاریخ به لَیلَةُ الْمَبیت معروف شده است، یعنی شبی كه حضرت علی در بستر پیامبر خوابید. این حماسه مقدس را فخر رازی در تفسیر خود(4) چنین نقل كرده است: نَزَِلَتْ فی علی بن ابیطالب. باتَ عَلی فِراشِ رَسولِ اللّهِ لَیلَةَ خُروجِهِ اِلَی الْغار، و یروی أَنَّهُ لَمّا نامَ عَلی فِراشِهِ قامَ جبرئیلُ عِنْدَ رَأْسِهِ و میكائیلُ عِندَ رِجْلَیهِ وَ جبریلُ ینادی: بَخٍّ بَخٍّ مِنْ مِثْلِكَ یابْنَ اَبی طالب یباهِی اللّهُ بِكَ الْمَلائِكَةَ. این ایه در شأن علی بن ابیطالب نازل شده است. همان شبی كه پیامبر به غار ثور رفت و وی در بستر خوابید. حضرت جبرئیل بالای سر او و حضرت مكائیل پایین پاهای او ایستاده بودند. در آن حال جبرئیل ندا در می داد: آفرین بر تو ای پسر ابو طالب، اینك خداوند به فرشتگان آسمان - به خاطر عظمت این فداكاری تو- مباهات می كند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۰ساعت 16:46  توسط علی قربانعلی زاده
|
|